سفری از من به من...

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترانه» ثبت شده است

دیگه آغوش مادر، جای امنی نیست
تا وقتی گلّه های گرگ، بیدارن
تا خوشه-خوشه آدمها دِرو میشن
کشاورزای اینجا بمب میکارن

تا این گنجشک ها بی آب و بی "دونه" ان
خدا از "دونه" ی تسبیح ، بیزاره
طواف کعبه از این لحظه بیهوده است
خدا پاش و توو این دنیا نمیذاره

همیشه جاده دنبال رسیدن نیست
یه جاهایی درا (در ها ) همدستِ دیوارن
همه ، اون قدر سیلی خوردن از هم ، که
به این پیغمبرِ بی دست شک دارن…

به هر کی رد بشه از کوچه، بد بینیم
برای سایه مون پاپوش میدوزیم
تـنِ یک رنگـِ تکراری نمیپوشیم
واسه "یک" شب، "دو" تا آغوش میدوزیم

######

باید پشت نقابِ خنده ، پنهون شم
بذار از توو کـِشو لبخند بردارم
هوا تلخه یا چای تازه جوشیده است؟
بذار از روو لب تو ، قند بردارم…!

مثه یه کوه برفی دورم از دنیا
توو قلبم کلبه ای از برف میسازی
سرت روو سینَه مِ تا صبح…این یعنی:
داری موج و به جون صخره میندازی

مثه یه شورشی، دستای من بسته است
توی خواب تو ، شطرنجیه تصویرم
به من می ریزه هرچی رودِ توو دنیا
ولی از چشم تو سرچشمه میگیرم

جهان ، یه شعره با خـطِ بریـلِ درد
با انگشتای تو دنیا رو میخونم
برهنه میشم از هر کی به غیر از تو
هوا سوزِ بدی داره ، بپوشونم…
****
برهنه میشم از هر کی به غیر از تو
بپوشونم…بپوشونم…بپوشونم…
"نسیم بیرانوند"
**این کار، در آکادمی ترانه ثبت شده است**
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۴
نسیم بیرانوند

من تازگی ها سخت سرگرمم
با تهمتایی(تهمت هایی) که تو میبافی
چشمای مغرور من این روزا
تر میشه به اندازه ی کافی

لب میزنم به قهوه هایی که
ترجیح میدم بی شــِـکر باشه
زخمام و این روزا نمیبندم
تا عمق دردم بیشتر باشه

لج میکنم…بی قرص میخوابم…
از گریه ها سردرد میگیرم
بی چتر میرم زیر بارون و
شب، دوشــِ آبــِ سرد میگیرم

بعد تو حتی با صدای زنگ
گاهی به هم میریزه اعصابم
من تازگی ها زود میرنجم
من تازگی ها دیر میخوابم

برعکسـِ تو ، وقتی تو میرنجی
من از غرورم مایه میذارم
ثابت شده قلب تو با من نیست
وقتی بهت حس بدی دارم…

گفتی بهم: « "قلب" تو "دنیامه"
تنها بشه این مرد، میمیره»
ببین چه جوری یه زنــِ تنها
فردا ازت "دنیا"رو میگیره…

"نسیم بیرانوند"
**ثبت شده در آکادمی ترانه**
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۲
نسیم بیرانوند

بیداری

 

من عمریه که بیدارم

هنوز این و نفهمیدی

 

شبایی که نخوابیدم

عزیزم خوب خوابیدی؟

 

چرا وقتی که می رفتی

نگفتی برنمیگردم؟

 

نباید قول میدادی

نباید صبر میکردم

 

تو رو میبینم از حالا

داری دستاش و میگیری

 

تو اشکام و نمی بینی

یه عمره که فقط میری

 

ببخش اما گناهم رو

اگه دنیایی از دردم

 

اگه با گریه هام هرشب

تو رو بیدار میکردم

 

همیشه مطمئن بودم

منو تنها نمیذاری

 

چرا من فکر میکردم

تو هم تا صبح بیداری

 

نمی پرسی تو حالم رو

توی قلب من آشوبه

دارم با گریه میخندم

عزیزم حال من خوبه...!


"نسیم بیرانوند"

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۱
نسیم بیرانوند

تقدیر

میخوام با من نمونی سرد و بیروح

تو باید خنده هات و پس بگیری

 

داره پلک تو سنگین میشه از خواب

نباید مثل من اینجا بمیری

 

اگرچه بوی خون میده نفسهات

به وقت بوسه های آخرین بار

 

دارم میبینم اون روز و که خورشید

بغل کرده تو رو اون سوی دیوار

 

برو تاریکه دنیایی که دارم

تو با من طاقت موندن نداری

 

تو میدونی نمیذارم یه لحظه

خودت رو جای من حتی بذاری

 

هزار تا خطه توو دنیای دستات

میخواستی خط تقدیر تو باشم

 

من از این گریه ها حالا یه دریام

چه جوری میشه تو دست تو جا شم؟

 

نذاشتن سهم دنیای تو باشم

نمیذارن که دستام و بگیری

 

چه روزای قشنگی پیش روته

نباید مثل من اینجا بمیری...


"نسیم بیرانوند"

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۵۲
نسیم بیرانوند

واسه اولین باره توو زندگیم
یکی رو توو خوابم بغل میکنم
یا میمیرم از درد این انتظار
یا این عشق و ضرب المثل میکنم

یه عمره با تقدیر، درگیرم و
دعا کن بشه آخرین سال جنگ
بدون تو این عید، حالم بده
مثه حال ماهی توو سال نهنگ

تو خوبی! مثه اولین بار که
با اون شال خاکستری دیدمت
مثه آخرین دفعه که توی پارک
روی نیمکت آخری دیدمت

هنوزم کسی مثل تو خاص نیست
تو باید بفهمی که حق با منه…!
نشد مثل تو، هر کی "هم اسمته"
یا هر کی که عطر تو رو میزنه

واسه من سؤاله، که چشمای تو
اگه خیس باشه ، همین رنگیه…؟!
میدونم سؤالم عجیبیه ولی
اینا از مضرات دلتنگیه…!

نگاه تو مغرور و سرده، ولی
کمی شیطنت ، پشت لبخندته
دلت صاف تا قسمتی ابریه
شاید آخرین روز اسفندته

حواست به کار خودت باشه و
یه وقت پا نذاری به خواب کسی…!
زن قصه می میره اینجا، اگه
بشی قهرمان کتاب کسی

چقد سرد میشه هوا بعد تو
واسه من مهم میشه اخبارِ روز
لباسای گرم و ببر با خودت
هوای سفر، سوز داره هنوز

کنارم یه "مرد خیالی" نذار
خیال کردی تنها شدن، سخت نیست؟
قسم میخورم بعد تو هیچ وقت
کنار من اون مرد ، خوشبخت نیست

بهت قول میدم بمونم به پات
همیشه به قولم عمل میکنم
توو خوابم میای خونه و بالش و
به جای تو محکم بغل میکنم…!
****

چراغ اتاق تو روشن شده…!


"نسیم بیرانوند"

**این اثر در آکادمی ترانه ثبت شده است**
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۲۰
نسیم بیرانوند


روﺯِ بعد از تو عشق، تعطیله..
غیر تو کی اهمیت داره؟
بعد تو هیچ چی مثل سابق نیست
عشق، بعد از تو معصیت داره

هی سلام میرسونی از دور و
از خودم حالمو نمیپرسی
هیچ موقع بی تو گرمم نیست
برف میباره زیر این کرسی

بعد تو من عوض شدم اما
تو هنوز با کسی نمیجوشی
شال و مثل همیشه میبندی
مثل سابق لباس میپوشی

بعد تو من عوض شدم حتی
بر خلاف همیشه غمگینم
توی آینه نگاه میکنم و 
تو رو پشت سرم نمیبینم

واسه من هیچ چی مثل فاجعه نیست
بس که درگیر روزمره گی ام
فاجعه یعنی حس دلتنگیم
دفن شه، زیر روزمره گی ام

رنجها قوی ترم کردن
هیچ تغییری اتفاقی نیست
وقتی دنبال رد پای تو ام
هیچ تصویری اتفاقی نیست…

ﻣﻄﻤﺌﻦ تر درا (درها)رو میبندم
بعد تو من به باد شک دارم
هی توو آینه نگاه میکنم و
 چند تا تار سفید و میشمارم

فال حافظ رو باز میکنم و
معنی فال من":سفر باتو  !" 
باید آماده ی سفر باشم
من قبول دارم این خرافات و  !

روﺯِ بعد از تو عشق، تعطیله
غیر تو کی اهمیت داره؟
بعد تو هیچ چی مثل سابق نیست
عشق، بعد از تو معصیت داره..

نسیم بیرانوند

**ثبت شده در آکادمی ترانه**
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۶
نسیم بیرانوند

دنیای من اینجاست

اینجا توو این خونه

این عطر موهاته؟

یا بوی بارونه؟


حس میکنم خوبم 

وقتی تو اینجایی

احساس خوبی نیست

احساس تنهایی


"نسیم بیرانوند"


به زودی با صدای حسین احمدی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۱
نسیم بیرانوند

خاک مرده توو خونه پاشیده ن


خسته از رنگ پرده های اتاق


وسط عابرا می آی به خودت


داری میری به سمت کافه-کلاغ




حالا احساس بهتری داری


روی این صندلی پوسیده


ظاهرا قبل تو کسی اینجا


توو خیالش یکی رو بوسیده




توو دلت حس قهرمانی نیست


از خودت که مدال میگیری


وقتی از دست عشق، تندیس


بدترین مرد سال میگیری




دیر خوردی دوباره قرصات و


مژه های تو داره تَر میشه


کافه چی، هر چی دیر برگرده


اضطراب تو بیشتر میشه




تو یه گوینده ی خبر بودی


که یه خط در میون تپق میزد


عاشقی که با هر دوسِت دارم


توی سطل زباله ، عُق میزد




وسط بوسه های پی در پی


روح تو پشت میز کارِت بود


اولین عکس عاشقانه ی تو


آخرین ژست خنده دارت بود




زن سراغ "دوسِت دارم" میگشت


توو کشو، توی جیب شلوارت


توی گلدونِ روی جاکفشی


زیر خاکسترای سیگارِت




***


داری از پشت شیشه میبینی


داره میباره..داره شب میشه


تا حواس تو نیست این فنجون


بی هوا با تو لب به لب میشه




بعدِ یه قهوه با خودت میگی:


"هی دارم خوب و خوب تر میشم"


اما یادت میاره موهاش و


عطر آهنگ "جاده ابریشم"*




شب که میشه، تموم خاطره ها


مثل یه پادِشاهِ خونخوارن


شکل یه دختر از نژاد مغول


مثل سرباز جنگ تاتارن




تو کلافه ای مثه چتری


که همیشه به میخ، آویزه


زن که از خونه رفت، فهمیدی:


چمدون ، گاهی نفرت انگیزه



جاده ابریشم*=>نام یک قطعه ی بیکلام، اثر "کیتارو"



*این کار در آکادمی ترانه ثبت شده است


"نسیم بیرانوند"


کافه کلاغ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
نسیم بیرانوند

این ترانه کار مشترکی بود از من و آقای امیر علیزاده

قسمتهایی از ترانه که به رنگ آبی هست ، ترانه ی من و بقیه ی بندها کار آقای علیزاده هستش...


"نیمکتهای سوخته"


یه میدونه جنگ و یه دنیا پلاک ، یه شهر پر از لاله های سپید

                                      یه ابلیس خونخوار و بی رحم و دیو ، همه لاله ها رو به مسلخ کشید

 

دل آسمون اون ق َد َر تیره شد ، که انگار دنیا رو آتش زدن

                                      توو تاریکی و دود هم میشه دید ، که هر گوشه افتاده تن روی تن

 

یکی پا نداره زمین می خوره ، مث اون درختی که خورده تبر

                                      یکی سر نداره ولی میدوه ، با پاهای تاول زده سمت در

 

ببین چادرایی رو که خونیه ، ببین نیمکتایی رو که سوخته

                                       یا اون دختری رو که جون داده و به ابرای خشکیده چش دوخته

 

همه خیس خون زیر بارون بمب ، داره مرگ میباره از هر طرف

                                     مگه "در" کدوم سمت این مدرسه است؟که دیوار و دیواره از هر طرف

 

چشای خدا هم پر از اشک شد ،دل آسمون هم از این غم گرفت

                                     زمین خون به پیراهنش وصله زد ، یه تاریخ از این غصه ماتم گرفت

 

زمستون حریف بهاری نشد ، که سیراب با خون اون لاله ها

                                       بهشت خدا خونتون بود و هست ، یه ایران به یاد شما بچه ها


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۲۹
نسیم بیرانوند

فوق العاده


توو شهری که داری قدم میزنی

به جز من کی دلواپس حالته

توی این پیاده روهای شلوغ

به چز من چشای کی دنبالته؟


از این عابرای پیاده بپرس

چقد صبر کردم ببینم تو رو

یا با من بیا زیر این چتر خیس

یا از من خداحافظی کن برو


روزایی که تو دعوتم میکنی

توو کافه به صرف یه چای غلیظ

واسه لمس دستای من کافیه

تو دستات و برداری از روی میز


نمیترسی دیوونه تر شم اگه

از این بیشتر فوق العاده بشی؟

فرار از نگاه تو بی فایده است

تو دنیام و سمت خودت میکشی


با دنیا روو تو شرط بستم یه روز

نذاشتم بیاد هیچکس جای تو

جواب یه دنیا رو من چی بدم؟؟

یکی پا بذاره به دنیای تو...


میتونم با دنیا بجنگم برات

فقط کافیه که تو لب،  ت َر  کنی

بذار هر کی جز تو بهم شک کنه

تو میتونی حرفام و باور کنی


کدوم عطر و وقتی میای میزنی؟

که چش بسته تشخیص میدم تو رو

همیشه کنار تو بودم ولی

عزیزم چقد دیر دیدم تو رو.....


ترانه سرا: "نسیم بیرانوند"




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۱
نسیم بیرانوند